تبليغاتX
پیدا و پنهان زمین

پیدا و پنهان زمین

درباره آنچه محیط زیستش می نامیم

هشدار کارشناسان به پيشروي بيابان و جاري شدن سيل در گلستان



 50 هکتار از مراتع استان گلستان در روستاي «پنج پيکر» بندر ترکمن براي احداث شهرک صنعتي تصرف مي شود. اسناد اين مراتع که در سال هاي پيش از انقلاب صادر شده، ممهور به مهر شوراي اسلامي روستاي پنج پيکر است و علاوه بر آن دامداران وجوه قابل توجه تعيين شده از سوي سازمان هاي متولي را به حساب آنها پرداخت کرده اند. در همين حال مسوولان تاکنون هيچ خسارتي به اين دامداران پرداخت نکرده و تنها دو هکتار مرتع در اختيار آنان قرار داده اند. کارشناسان منابع طبيعي و محيط زيست معتقدند تغيير کاربري مراتع، داراي خسارت هاي بي شماري است که پديده خشکسالي و جاري شدن سيل، تنها بخشي از آن است. علي يخ کشي فوق دکتراي مديريت محيط زيست در اين باره به اعتماد گفت؛ «علاوه بر ارزش هاي اقتصادي، مراتع داراي ارزش هاي بااهميتي هستند که توليد اکسيژن و جذب کربن از آن جمله است.» به گفته او «هر هکتار مرتع طبيعي مي تواند با توليد اکسيژن و جذب کربن انرژي حرارتي خورشيد را به انرژي شيميايي تبديل کند که در هنگام کربن گيري به پروتئين گياهي تبديل شود و موارد استفاده بسياري براي انسان و جانوران گياهخوار دارد.» يخ کشي که مولف کتاب «شناخت، حفاظت و بهسازي محيط زيست ايران» است درباره فوايد ديگر مراتع مي گويد؛ «مراتع با پوشانيدن خاک از گياه، از تبخير نزولات جاري شده جلوگيري مي کنند و با ريشه هاي خود حتي اگر عميق نباشد خاک را مشبک کرده و باعث نفوذپذيري آن مي شوند. همچنين در برابر فرسايش بادي و آبي مي توانند به عنوان يکي از عوامل جلوگيري کننده از فرسايش خاک و در نهايت جاري شدن سيل و سيلاب عمل کنند.»

او درباره احداث شهرک هاي صنعتي در مراتع شمال کشور هشدار مي دهد؛ «وقتي در يک مرتع که پوشيده از گياه است، سنگ و بتون ريخته و ساختمان ساخته مي شود تمام اين منافعي که شمرده شد، از دست مي رود. متاسفانه مسوولان ابتدا فشار ساخت شهرک هاي صنعتي را بر جنگل هاي شمال آوردند و حال که با اعتراض مردم و متخصصان مواجه شده اند به مراتع روي آورده شده است.» يخ کشي ضمن اشاره به اينکه هرگونه تغيير کاربري اراضي، نياز به انجام ارزيابي زيست محيطي به وسيله متخصصان و نه صاحبان صنايع دارد، تاکيد مي کند؛ «مراتع متعلق به ملت بوده و در رده اراضي ملي است. در نتيجه هيچ دولتي مالک اراضي نبوده و نبايد اموال ملت را به دست کساني بسپرد که صرفاً نگاه اقتصادي به منابع طبيعي دارند.»

سازمان منابع طبيعي؛ رشد اقتصادي ضامن حفظ منابع طبيعي است

صفرقلي خواجه مديرکل منابع طبيعي استان گلستان با تاکيد بر اينکه اسناد دامداران روستاي پنج پيکر صرفاً براي تعليف آنها صادر شده، در اين باره به اعتماد گفت؛ «اگر رشد اقتصادي اتفاق نيفتد، تخريب منابع طبيعي تشديد مي شود. بندر ترکمن در استان گلستان از نظر آماري که در استان قرار دارد، بالاترين درصد بيکاري را داشته و فشار آن به منابع طبيعي به خصوص دريا و منابع آن زياد است؛ به همين دليل گزينه 50 هکتاري فوق انتخاب شد تا با توجه به نبود کارکردهاي اکولوژيکي بالاي اين مرتع، شهرک صنعتي ايجاد شود.» او ضمن تاکيد بر اينکه داشتن نگاه کلان تر به توسعه بندر ترکمن مي تواند باعث بهره مندي مجموعه بيشتري از شهروندان اين خطه شود، گفت؛ «خوب است براي دامداراني که مرتع شان تصرف شده است، مرتع عمومي منطقه گميشان را ظرفيت سازي کرد تا مشکلات آنها نيز حل شود.» او قول رسيدگي ويژه به مساله مراتع اين روستا در استان گلستان را داد. دکتر محمدقلي ايري نماينده سابق بندر ترکمن و بندر گز در مجلس نيز در اين باره گفت؛ «اين مرتع متعلق به اداره کل منابع طبيعي است که در سال 70 توسط هيات دولت براي ساخت شهرک صنعتي تصويب شده است. همه اهالي و دامداران اين روستا نيز با طرح فوق موافقند و به جز پنج دامدار هيچ کس اعتراضي نکرده است.» او اطمينان داد اين مراتع عايدات اقتصادي چنداني نداشته و با احداث شهرک صنعتي مشکلات مردم منطقه بيشتر حل خواهد شد، اما «آنامحمد شاه نظري» وکيل سابق مرتع داران روستاي پنج پيکر در عين موافقت با احداث شهرک صنعتي معتقد است قانون در اين باره رعايت نشده است. او به اعتماد مي گويد؛ «قانون نحوه تملک تاکيد دارد هر کس در زمينه حق تصرف هرگونه حق و حقوقي داشته باشد، دولت نمي تواند حق او را زير پا گذاشته و بدون موافقت متصرفان و پرداخت خسارت به آنها مراتع را تصرف کند. در قانون تصريح شده که هرگونه تملک، اول بايد با موافقت متصرفان و پرداخت حقوق آنها باشد و اگر آنها رضايت ندادند سه نفر کارشناس که يکي را متصرفان، ديگري را ارگاني که قرار است تملک کند و نفر سوم نيز با توافق هر دو انتخاب کنند و در اين باره تصميم بگيرند.» او با تاکيد بر اينکه ما مخالف اجراي مصوبه نيستيم تاکيد مي کند در اجراي اين پروژه از ابتدا قوانين زير پا گذاشته شد و هيچ يک از مقررات قانون تملک درباره پرداخت قيمت انجام نشد و تنها به دامداران فشار آمد تا از مسوولان خواسته شود نسبت به حقوق شهروندان بي تفاوت نباشند.

مراتع در ايران

براساس آمارهاي رسمي مراتع ايران حدود 86 ميليون هکتار تخمين زده مي شوند، اين در حالي است که سطح مراتع کشور پيش از انقلاب رقمي حدود 90 ميليون هکتار گزارش شده است. نايب رئيس انجمن اقتصاد کشاورزي ايران سال گذشته به فارس گفت؛ «دست اندازي به جنگل ها و مراتع باعث گرماي هوا و خشکسالي شده است.» از سوي ديگر بررسي کارشناسان از واقعه سيل استان گلستان در سال 1380 که در قالب يک گزارش به رئيس جمهور وقت اعلام شد بر اين نکته تاکيد داشت که يکي از اساسي ترين علل وقوع اين سيل که هزاران نفر از هموطنان مان را به کام مرگ کشيد فقر مرتع و پوشش گياهي منطقه بوده است.براساس آمارهاي ارائه شده از اداره حقوقي منابع طبيعي گلستان، ميزان تخريب مراتع استان در چند سال اخير افزايش يافته که شرايط آب و هوايي، ميزان بارندگي و دسترسي انسان ها به امکانات متعدد و همچنين عدم هماهنگي دستگاه هاي اجرايي و عوامل سياسي، اجتماعي و فرهنگي از مهم ترين موارد تخريب مراتع عنوان شده است.
+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط الهه موسوی  | 

با تکميل طرح سد کبودوال در علي آبادکتول
72 هکتار از جنگل هاي گلستان قطع مي شود


با تکميل عمليات احداث سد کبودوال 72 هکتار از جنگل هاي چندصدساله علي آبادکتول واقع در استان گلستان قطع خواهد شد.

مجوز قطع اين درختان که شامل گونه هاي کميابي چون انجيلي و ممرز نيز مي شود و بازمانده هاي دوران سوم زمين شناسي هستند توسط شوراي عالي جنگل و مرتع در تاريخ 11/4/84 صادر شده و ارزيابي

زيست محيطي آن از سوي سازمان محيط در سال 1384 تاييد شده است. در همان حال شرط صدور مجوز قطع اين جنگل هاي ارزشمند، پرداخت خسارت 5/1 ميليارد توماني از سوي پيمانکار شرکت آب منطقه يي وزارت نيرو که کارفرماي اين طرح است تعيين شده که قرار است نحوه پرداخت آن از سوي سازمان جنگل ها مشخص شود.

صفرقلي خواجه مدير کل منابع طبيعي استان گلستان در اين باره به «اعتماد» گفت؛«تخريب طبيعت اعم از جنگل يا مرتع معلول شرايط اجتماعي- اقتصادي است و تا زماني که فقر و بيکاري هست ناچار به چشم پوشي از بخشي از عرصه ها هستيم.»

خواجه ضمن تاکيد بر اينکه هنوز اجازه قطع درختان فوق را به کارفرما نداد ه ايم «جبران مساله» را با اهميت ذکر کرد و اطمينان داد که تا مشخص نشدن نحوه وصول خسارت و جايگزين کردن پروژه هاي احيايي معادل خسارات وارده، پروانه قطع را صادر نخواهد کرد. او در پاسخ به اين سوال اعتماد که «چگونه سازماني با چنين طرحي که ضرورت قطع 72 هکتار جنگل دويست ساله را داشته موافقت کرده است»، علت آن را کمبود بارندگي و آب براي ..........




 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 2 قبل از ظهر  توسط الهه موسوی  | 

ويرانه هاي پنهان جنگ

 

اعتماد- ۲ تیر ۱۳۸۷

از مهم ترين چالش هاي تهديدکننده سلامت جامعه و محيط زيست ايران، خسارات زيست محيطي حملات شيميايي عراق در جنگ 8 ساله عليه ايران است. طبق اسناد سازمان ملل متحد، رژيم عراق در اين جنگ 242 بار به کاربرد جنگ افزارهاي شيميايي مبادرت ورزيد. اثرات سمي اين جنگ افزارها روي محيط زيست در سرتاسر مناطق و استان هاي درگير، هنوز پابرجاست و طبق نظر کارشناسان تا سال هاي متمادي باقي خواهد ماند. از مهم ترين و بيشترين گازهاي به کار رفته در اين حملات، گاز خردل يا «سولفور موستارد» بود که به عنوان گاز جنگي بارها در جنگ تحميلي از سوي رژيم صدام مورد استفاده قرار گرفت.

اين گاز خطرناک که آثار آن در دل خاک و آب هاي ايران همچنان باقي است و در ذره ذره حيات محصولات کشاورزي و باغي استان هاي درگير، موجود است و به تمام نقاط کشور فرستاده مي شود حتي پس از سال ها مي تواند عوارضي خطرناک داشته و بر سلامتي محيط و مصرف کنندگان اين محصولات تاثيرگذار باشد.

با اتمام جنگ، مردم عادي جنگ را تمام شده مي پندارند و دولت ها تنها در انديشه بازسازي يا درخواست غرامت خرابي هاي آشکار جنگ هستند؛ در اين ميان ايفاي نقش انجمن هاي مردم نهاد و مستقل زيست محيطي آغاز مي شود تا با تيز بيني، آنچه را که از چشمان شهروندان عادي پنهان است، ببينند و در راستاي درشت نمايي آنچه خود ديده اند به دولت ها و توجه دادن به آن اقدام کنند. در حقيقت تشکل هاي غيردولتي، «ذره بين هاي» جوامع هستند که با درشت نمايي مسائل به ظاهر کوچک و پنهان جامعه، توجه همگان به خصوص دولت ها را به امور مهم جلب مي کنند.

انجمن هاي غيردولتي زيست محيطي موجود در ايران در موضوع آثار زيست محيطي حملات شيميايي جنگ عراق عليه ايران تاکنون هيچ فعاليت متمرکز و جدي نداشته اند. در بين تشکل هاي زيست محيطي فعال که البته تعدادشان از انگشتان يک دست بيشتر نيست تنها دو انجمن آن هم به شکل غيرمستقيم به اين موضوع پرداخته اند؛ 1- کانون ديده بانان زمين که در قالب يک گزارش تحقيقي با عنوان «فجيع ترين راه دفع زباله هاي هسته يي، ساخت بمب کشتار جمعي توسط ارتش و سازمان انرژي امريکا» تا حدي به اين موضوع پرداخته و در پايان گزارش از سازمان هاي متولي و تشکل هاي غيردولتي زيست محيطي خواسته است در راستاي منع استفاده و پاکسازي مناطق آلوده از «سازمان ملل متحد» ياري بخواهند.

2- مرکز صلح و محيط زيست که دو همايش سالانه در تاريخ 6 نوامبر با عنوان «آثار مخرب جنگ بر محيط زيست» در سال هاي 1358 و 1386 برگزار کرده که در آن سفير کشور عراق نيز حضور داشته و سخنراني کرده است.

به استثناي اين دو حرکت، در کارنامه ديگر تشکل ها، جاي اين بحث پراهميت و حياتي تقريباً خالي است. اين بي توجهي مي تواند از عوامل متعددي ناشي شود که البته هيچ يک به طور کامل کوتاهي اين انجمن ها را توجيه نمي کند؛ همچنان که نمي توان از قصور ديگر نهادهاي اجتماعي و فرهنگي و حتي علمي مانند دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي، مراکز درماني و نيز مطبوعات چشم پوشي کرد. از عمده ترين عوامل اين کم توجهي، «فقدان اطلاعات در دسترس و ترسيم خطوط متعدد قرمز» حول محور اين حوزه است. مدير يکي از تشکل هاي

زيست محيطي که مايل است نامش محفوظ بماند در اين باره به اعتماد مي گويد؛ «متاسفانه اطلاعات درباره آثار محيط زيستي حملات شيميايي جنگ ايران و عراق در دسترس ما قرار نمي گيرد و مساله به شدت سياسي شده است. شايد دليل آن اين است که ما دولتي نبوده و از نظر سازمان هاي دولتي و وزارتخانه ها، قابل اعتماد نيستيم. خيلي طبيعي است که در نبود اطلاعات و آمارهاي دقيق و علمي، نمي توان کار چنداني انجام داد.» او که خود براي انجام يک کار تحقيقاتي با همين عنوان، چند سال پيش به کتابخانه سازمان برنامه و بودجه مراجعه کرده، با بن بست آماري و اطلاعاتي مواجه شده است. او تاکيد مي کند تا زماني که جايگاه و کارکرد واقعي انجمن هاي غيردولتي براي دولت و سازمان ها و وزارتخانه ها و مسوولان آن مشخص نشود، اميد اينکه آنها اجازه اين گونه تحقيقات و اقدامات را بيابند، بيهوده است.

اما عباس محمدي مدير گروه«ديده بان کوهستان» با صراحت، تقصير اين بي توجهي را متوجه
NGOها مي داند. او تاکيد مي کند؛«در عين حال که بايد توجه داشته باشيم توان اين تشکل ها محدود است و با مشکلات متعددي دست به گريبان هستند، اما شايد تنبلي ذهني يکي از علت هايي است که باعث عدم کندوکاو در اين مساله شده که خود مي تواند به عنوان يکي از آسيب هاي انجمن هاي غيردولتي بررسي شود.»

ياسر انصاري کجوري مديرکل يکي ديگر از انجمن هاي فعال حوزه محيط زيست است؛ «کانون گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران» که طي سال گذشته در تمام اتفاقات پيش آمده در حوزه محيط زيست و منابع طبيعي داراي نظر و بيانيه بوده. با اين همه اين کانون هم به گفته مديرکل آن هيچ فعاليت قابل توجهي در زمينه آثار زيست محيطي حملات شيميايي جنگ نداشته است. انصاري نيز به صراحت مي گويد؛«قطعاً ورود به اين عرصه با محدوديت هاي سياسي خاصي مواجه است و از سوي ديگر کمبود منابع پژوهشي نيز يکي ديگر از موانع ورود به اين حوزه بوده است.»

او ضمن اشاره به فقدان بودجه براي پژوهش و کار ميداني تشکل ها در زمينه هاي مختلف از جمله موضوع مورد بحث اعلام مي کند در صورت تمايل سازمان هاي متولي مانند بهداشت و درمان، بهزيستي و...، آمادگي ارائه توان کارشناسي و تخصصي اعضاي تشکل خود را جهت پرداختن به بررسي خسارت هاي زيست محيطي حملات شيميايي عراق در استان هاي غربي و جنوبي ايران دارد. با تمام اين مشکلات مي توان گفت حداقل انتظاري که از انجمن هاي غيردولتي زيست محيطي مي رفت، طرح مساله و پرسش از سازمان هاي متولي مانند حفاظت محيط زيست، بهداشت و درمان، کشاورزي و حتي سازمان هاي بين المللي بود تا آنها پاسخ دهند که تاکنون در اين باره «چه کرده اند»؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط الهه موسوی  | 

بررسي روند توسعه ناپايدار در استان هاي شمالي
در گفت و گو با رییس سابق پارک ملی گلستان و کارشناس مسائل زیست محیطی
روزنامه اعتماد-۳۰ خرداد ۱۳۸۷
 
 
موافقت کميسيون زيربنايي دولت با احداث جاده ابر در استان گلستان که تخريب بيش از 50 هکتار جنگل بکر و باستاني کشور را به دنبال دارد، به رغم مخالفت کارشناسان و دانشگاهيان محيط زيست و منابع طبيعي، تنها يکي از مصوبه هاي مخاطره برانگيز و پرمناقشه محيط زيستي طي دو سال گذشته بوده است. داستان غم انگيز ماجراي توسعه صنعتي در شمال کشور هنگامي تلخ تر خواهد شد که تصويب و احداث پتروشيمي و پالايشگاه در کنار تالاب هاي بين المللي ايران را و همچنين عبور جاده از قلب تالاب انزلي و ميانکاله و احداث شهرک هاي صنعتي و تعريض جاده پارک ملي گلستان و ده ها طرح ديگر که بدون ارزيابي زيست محيطي، در دست اجرا است را شاهد هستيم.
   مهندس رمضانعلي قائمي، پژوهشگر و کارشناس محيط زيست کشور که نزديک به يک دهه، رياست پارک ملي گلستان را به عهده داشته است، به سوال هاي ما درباره طرح هاي مخاطره انگيز در شمال کشور به ويژه در استان گلستان پاسخ داد.او تاليفات زيادي درباره مباحث محيط زيست و اکوسيستم هاي حساس شمال کشور دارد که حاصل تحقيقات گسترده اش است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

- توسعه ناپايدار و تخريب منابع طبيعي و محيط زيست متاثر از چه عواملي است؟

دگرگوني هاي پرشتاب منابع طبيعي به ويژه در عرصه هاي منابع طبيعي تجديد شونده در دهه هاي اخير از يکسو معلول برخي نارسايي ها نظير فقدان دانش و بينش زيست محيطي به طور عام در نزد همگان و به طور خاص در سطح تصميم گيران بوده است. اين روند از يکسو، معلول علت هاي عيني تري است که مستقل از اراده افراد جامعه، آنها را روياروي طبيعت قرار داده و آنها را وادار به تخريب مي کند. اين طرز فکر ضرورتاً بايد در سطح تصميم گيران دولتي، مورد توجه بيشتري قرار گيرد، زيرا منابع تجديد شونده به عنوان يکي از سيستم هاي حيات بخش و حامي ساير سيستم هاي طبيعي، شالوده حيات اين کشور است و اهميت آن فقط از جنبه اقتصادي و توليد چوب نبوده، بلکه حيات و سرنوشت اين کشور در گرو تداوم کارکردهاي چند جانبه و زيست محيطي اين منابع قرار دارد.

- اکوسيستم هاي خاص و آسيب پذير در اين شرايط چه جايگاهي دارند؟

در اين بين جنگل ها و تالاب ها از مهم ترين سيستم ها به شمار مي آيند. رابطه انسان با طبيعت، رابطه يي اجتماعي بوده و متاثر از سياست هاي اقتصادي، اجتماعي و عملکرد ارگان هاي اجرايي آن است. روند تخريب و کاهش سطح جنگل ها در کشور و استان هاي شمالي در دهه هاي اخير نشان مي دهد که سياست هاي اقتصادي اتخاذ شده از دو سو فاقد کارايي بوده اند. از يکسو نيازهاي اوليه زيستي مردم به ويژه گروه هايي از جامعه که مستقيماً با طبيعت سر و کار دارند و بستر طبيعت و منابع طبيعي، نان، آب و سوخت آنها را تامين مي کند، در نتيجه مردمي که در آن مناطق زندگي مي کنند به طبيعت چنگ انداخته و بيش از حد توانايي و ظرفيت موجود، آن را مورد استفاده و بهره برداري قرار مي دهند. از سوي ديگر سياست هاي اجرايي در زمينه اقتصادي - اجتماعي، زمينه ساز تخريب بسياري از منابع استان هاي شمالي شده که بعضاً در کوتاه مدت، قابل جبران و ترميم نيستند. مانند برخي از فعاليت هاي عمراني که بدون مطالعات جامع و ارزيابي هاي زيست محيطي دقيق، به مرحله اجرا در مي آيند و اکنون در جامعه مورد بحث و اعتراض است.

- ممکن است با ذکر مثال اين مورد را شرح داده و نمونه هاي اين فعاليت هاي عمراني که در قالب ساخت و ساز اما با محتواي تخريب اجرا مي شوند را بفرماييد؟


مثال هاي بسياري در اين باره وجود دارد که «تعريض و ديواره سازي جاده پارک ملي گلستان» يکي از آنها است. اين عمليات که از سال 1383 آغاز شده و همچنان ادامه دارد؛ با همه تلاش هايي که از سوي پژوهشگران و محققان و دوستداران طبيعت صورت گرفته است، انتقال جاده با توجه به مصوب بودن آن، به ناحيه شمالي پارک تحقق نيافته است که اين موضوع، روند قابليت ها و ارزش هاي ملي و جهاني اين مجموعه را کاهش مي دهد. يک نمونه ديگر جاده شيرين آباد - ابر است که با وجود جاده موجود آزادشهر - شاهرود، همچنان تلاش مي شود چندين محور با برش البرز شرقي و تخريب جنگل ها در ارتفاعات احداث شود، تا با هزينه هاي گزاف، جاده هايي را به سمت شاهرود، احداث کنند. البته بدون ارائه مطالعه ارزيابي زيست محيطي که بايد از سوي افراد و مشاوران توانمند ارائه شود تا مسير گرگان - آزادشهر را مورد مطالعه قرار دهند تا در صورتي که هر يک از محورها، مورد درخواست روستاها و شهرها در مطالعات پاسخ مناسب دريافت کرد، آن هم به ضرورت و با ملاحظات کامل (عدم تصرف زمين هاي اطراف جاده در مناطق کوهستاني از منابع ملي) در برنامه قرار گيرد. احداث جاده ابر هم به عرصه هاي حساس و مناطق بالا دست صدمات جدي وارد خواهد کرد و هم وجود جاده هاي متعدد در شيب شمالي البرز، مناطق زيستگاهي حيات وحش را قطعه قطعه خواهد کرد و آن را به صورت جزيره يي درخواهد آورد که بسياري از گونه ها در معرض خطر قرار خواهند گرفت. از سوي ديگر در درازمدت به طور يقين عواملي، اراضي اطراف جاده را تصرف کرده و منطقه به کانوني براي تخريب طبيعت تبديل خواهد شد. نمونه ديگري از اين بي توجهي ها، آبزي پروري در حاشيه تالاب بين المللي گميشان است که از سال ها پيش، شاهد تخريب عمده و کانال کشي هاي بي مورد در اين تالاب هستيم. اين مساله سيستم مديريتي و حفاظت تالاب را به مخاطره انداخته است.

- معدن کاوي ها چه مسائلي را در منطقه به همراه دارد؟ اخباري که مي شنويم تکان دهنده هستند.

معدن کاوي و توسعه آن در شيب هاي شمالي البرز شرقي، علاوه بر اينکه از سطح منابع با ارزش و آسيب پذير استان مي کاهد، تمامي اثرات سوء اين فعاليت و آلودگي هاي ناشي از آن، منابع وسيعي در بخش هاي جنوبي راميان، آزادشهر و مينودشت را تحت تاثير قرار خواهد داد. متاسفانه اين روند در ناحيه غربي تر و در مناطقي که از نظر توريسم و اکوتوريسم مي تواند مسيرهاي مهم و جذاب و داراي قابليت هاي خوبي باشد، در حال توسعه است. معدن کاوي ها در برخي مناطق نه تنها از قابليت هاي فعاليت هاي گردشگري مي کاهد، بلکه زيستگاه هاي حساس طبيعي و در برخي مناطق جنگل هاي تيپ هيرکاني را تحت تاثير قرار مي دهد.

- درباره تخريب ها و ساخت و سازها در مناطق تحت حفاظت استان نيز اخباري مايوس کننده به گوش مي رسد.

همين طور است و نمونه ديگري از اين معضلات زيست محيطي، احداث تاسيسات در منطقه زيارت، از مجموعه منطقه حفاظت شده «جهان نما» در دهه اخير بوده است. ويلا و آپارتمان سازي در اشکال مختلف در منابع ياد شده به کرات ديده مي شود بدون اينکه به بافت تاريخي روستاي زيارت توجه کنيم که در حال حاضر يکي از قطب هاي مهم گردشگري است. اين اتفاقات منجر شده از اهميت منطقه کاسته شود. اينگونه فعاليت هاي نامطلوب و غير علمي از قابليت ها و ارزش هاي مختلف علمي، تحقيقاتي و تفرجي، آموزشي و تفرجگاهي کاسته و اميد است به مانند ساير مشکلات موجود، براي آن چاره يي انديشيده شود. اين دگرگوني سازي هاي بدون مطالعه در قالب طرح هاي عمراني و اقتصادي از يکسو و توسعه زمين هاي زراعتي و ساير عوامل تخريبي در اندازه هاي کوچک تر در کنار آن، آلودگي هاي زيست محيطي و توسعه پر شتاب توزيع مراکز صنعتي در استان، عوارض بسيار زيانباري را به دنبال خواهد داشت. تا آنجا که پيش بيني مي شود استان گلستان در آينده يي نه چندان دور به گروه استان هاي خشک و بحراني اضافه خواهد شد.

- برخي  اين پيش بيني ها را ناشي از بدبيني طرفداران محيط زيست مي دانند، نظر شما چيست؟

اين پيش بيني هيچ ارتباطي به ديدگاه بدبينانه ندارد يا معلول هيچگونه عنادي نيست؛ بلکه مبتني بر واقعيتي عيني است که تازگي هم ندارد و بارها از سوي صاحبنظران و اهل فن و طرفداران محيط زيست و طبيعت منتقل شده است. تکرار آن هم تنها ناشي از حس دلسوزي و نگراني است. به قول يکي از عالمان اکولوژي در جهان، «انسان قادر است يک شهر تخريب شده را مجدداً بسازد يا يک اثر فرهنگي و تاريخي را مجدداً ترميم کند، ولي هرگز قادر نخواهد بود از دست رفتن گياه و جانوري را احيا کند.» از همين رو وظيفه بسيار حساس و سنگيني بر عهده ما انسان ها است که حفظ طبيعت در تمامي ابعاد خودش از نظر ويژگي هاي استثنايي و تنوع زيبايي هاي آن است.

- و ديگر چه؟


در پايان انتظار مي رود به اين نکته توجه کنيم که هيچ يک از ما انسان ها، حق نداريم به طور خودخواهانه، نظام طبيعي طبيعت را بر هم بزنيم. وظيفه انسان در اين باره اين است که با دقت به طبيعت کمک کند تا طبيعت از عهده اختلالات حاصل از تاثيرات عوامل بيروني (دخالت هاي انسان) يا آشفتگي هاي حاصل از ناکافي بودن ترکيب مجموعه طبيعي برآمده و خود را بهبود بخشد، زيرا نقش زيست محيطي پوشش گياهي زنده و محافظ خاک در مناطق مورد تخريب، بدون هيچ گونه ترديدي، بر جنبه هاي اقتصادي آنها ارجحيت داشته و بايد به طور جدي مورد حمايت قرار گيرد. آثار فعاليت هاي مخرب در طبيعت و غفلت ما در حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي را هنگامي در مي يابيم که 15 تا 20 سال از آن گذشته باشد. به عقيده من، ديگر اين غفلت و اشتباه، نه قابل ترميم است و نه قابل اغماض، چون اين اشتباه و خطا، از دوره پيشرفت و ترقي يک ملت، خواهد کاست.
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 11 قبل از ظهر  توسط الهه موسوی  | 

در همایش تجلیل از خبرنگاران محیط زیست ،‌اتفاق خوشایندی افتاد و آن چیزی نبود جز تجلیل از خبرنگارانی كه تازه قدم درمیدان محیط زیست وحوزه خبری گذاشتند . خانم ها مریم یوشی زاده ، فریده عباسی ، پریسا خلف بیگی ، سعیده اختیاری و آقایان وحید بهادر و مهدی جابری از جمله خبرنگارانی بودند كه موفق به دریافت لوح تقدیر سبز از همایش شدند و این نوید رادادند كه در آینده نزدیك شاهد رشد بهتری در زمینه اخبار و گزارش های محیط زیستی در رسانه های مكتوب باشیم .

 

یاسر انصاری كجوری،‌دبیر كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران که زحمت برگزاری این مراسم را کشیدند

حق شناس،‌ مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی ،‌ مدیر مسئول برتر

خیلی ها توی همایش شركت كرده بودند ،‌از جمله مختاری ،‌مدیر عامل سازمان پاركها و فضای سبز شهر تهران ( باغبون پیر شهر كه همه روزه دستور قطع درختان بسیاری را یا میدهد یا قطع درختان را تماشا می كند )،‌ دكتر پیمان یوسفی آذر مدیر كل دفتر جنگل ها خارج از شمال در سازمان جنگلها و مراتع ، محمد حسن پیراسته رییس كارگروه باغات و فضای سبز شورای شهر تهران،‌ مهندس هوشنگ ضیایی ‌مدیر سابق پروژه یوزپلنگ آسیایی، دكتر حسین آخانی استاد گیاه شناسی دانشكده علوم دانشگاه تهران ، دكتر اسماعیل كهرم،‌ هادی حیدر زاده مشاور زیست محیطی شهردار تهران ،‌صدرالدین علیپور معاون شركت كنترل و كیفیت هوا شهرداری تهران، كامران زلفی نژاد مدیر كل محیط زیست استان گیلان به اتفاق برخی ازمدیران و معاونانش،‌ حر منصوری از دیده بان میانكاله ، مهندس درویش ،‌عباس محمدی ،‌ خانم كاشفی ا ز جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ،‌سپهر سلیمی و مریم خزائلی از انجمن حمایت از حیوانات اصفهان ،‌ ‌سید ضیاءالدین قریشی رییس شورای همبستگی جوانان ،‌جمعی از روزنامه نگاران و خبرنگاران و دانشجویان و ...

با این همه از سازمان محیط زیست در تهران هیچ كس دعوت كانون را اجابت نكرده بود!!

مژگان جمشيدي از روزنامه كارگزاران و جایزه نخست

 

بنده از روزنامه اعتماد ،‌ برگزیده دوم در بخش خبرنگاران محیط زیست

 

اسدالله افلاكی ،‌برگزیده سوم از روزنامه همشهری

 

محمد درویش ،‌وبلاگ نویس برتر در حوزه محیط زیست،‌كسی كه جنبش وبلاگ نویسی را در فضای مجازی نهادینه كرد

 

مونا قاسمیان از اعتماد ،‌برگزیده چهارم در بخش خبرنگاران

 

ضمنا یکی از دو جایزه دبیر سرویس برتر محیط زیستی به  مریم خورسند  دبیر خوب سرویس اجتماعی روزنامه اعتماد تعلق گرفت که به دلیل رفتن به سفر کاری بوشهر  نتوانست در مراسم حضور داشته باشد . او که خود سالها در کسوت خبرنگار محیط زیست کار کرده از جمله معدود دبیران سرویسی است که همواره ارزش مطالب زیست محیطی را به خوبی می شناسد  همواره بستر مناسب پرداختن به مسائل زیست محیطی را برای سرویس فراهم می کند . علاوه بر آنکه به شدت  مقید به اصول اخلاق حرفه ای است  و بیش از بسیاری از دبیران دیگر صبوری و  همدردی با اطرافیانش را بلده .

و جایزه دیگری که به مهندس کامران زلفی نژاد تعلق گرفت به عنوان مدیر برتر محیط زیست . همو بود که با تمام تلاش ها و لابی های مدیران اجرایی گیلان و نماینده انزلی تا پای جان مقابل بی قانونی ها ایستاد و تا امروز نگذاشت میان گذر انزلی بیش از این ادامه یافته و تالاب چند هزار ساله انزلی را نابود کند . کاش تمام مدیران دولتی ما از ای بزرگمرد که نامش در تاریخ ایران جاودان می ماند می آموختند رسم ایستادگی و انجام وظیفه را . 

منبع : وبلاگ مژگان جمشیدیبا اندكي دستكاري

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط الهه موسوی  |