|
| با تکميل طرح سد کبودوال در علي آبادکتول |
|
|
|
|
ادامه مطلب
|
ويرانه هاي پنهان جنگ |
|
|
|
اعتماد- ۲ تیر ۱۳۸۷ |
| بررسي روند توسعه ناپايدار در استان هاي شمالي |
|
|
|
روزنامه اعتماد-۳۰ خرداد ۱۳۸۷
موافقت کميسيون زيربنايي دولت با احداث جاده ابر در استان گلستان که تخريب بيش از 50 هکتار جنگل بکر و باستاني کشور را به دنبال دارد، به رغم مخالفت کارشناسان و دانشگاهيان محيط زيست و منابع طبيعي، تنها يکي از مصوبه هاي مخاطره برانگيز و پرمناقشه محيط زيستي طي دو سال گذشته بوده است. داستان غم انگيز ماجراي توسعه صنعتي در شمال کشور هنگامي تلخ تر خواهد شد که تصويب و احداث پتروشيمي و پالايشگاه در کنار تالاب هاي بين المللي ايران را و همچنين عبور جاده از قلب تالاب انزلي و ميانکاله و احداث شهرک هاي صنعتي و تعريض جاده پارک ملي گلستان و ده ها طرح ديگر که بدون ارزيابي زيست محيطي، در دست اجرا است را شاهد هستيم.
مهندس رمضانعلي قائمي، پژوهشگر و کارشناس محيط زيست کشور که نزديک به يک دهه، رياست پارک ملي گلستان را به عهده داشته است، به سوال هاي ما درباره طرح هاي مخاطره انگيز در شمال کشور به ويژه در استان گلستان پاسخ داد.او تاليفات زيادي درباره مباحث محيط زيست و اکوسيستم هاي حساس شمال کشور دارد که حاصل تحقيقات گسترده اش است. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------- - توسعه ناپايدار و تخريب منابع طبيعي و محيط زيست متاثر از چه عواملي است؟ دگرگوني هاي پرشتاب منابع طبيعي به ويژه در عرصه هاي منابع طبيعي تجديد شونده در دهه هاي اخير از يکسو معلول برخي نارسايي ها نظير فقدان دانش و بينش زيست محيطي به طور عام در نزد همگان و به طور خاص در سطح تصميم گيران بوده است. اين روند از يکسو، معلول علت هاي عيني تري است که مستقل از اراده افراد جامعه، آنها را روياروي طبيعت قرار داده و آنها را وادار به تخريب مي کند. اين طرز فکر ضرورتاً بايد در سطح تصميم گيران دولتي، مورد توجه بيشتري قرار گيرد، زيرا منابع تجديد شونده به عنوان يکي از سيستم هاي حيات بخش و حامي ساير سيستم هاي طبيعي، شالوده حيات اين کشور است و اهميت آن فقط از جنبه اقتصادي و توليد چوب نبوده، بلکه حيات و سرنوشت اين کشور در گرو تداوم کارکردهاي چند جانبه و زيست محيطي اين منابع قرار دارد.- اکوسيستم هاي خاص و آسيب پذير در اين شرايط چه جايگاهي دارند؟ در اين بين جنگل ها و تالاب ها از مهم ترين سيستم ها به شمار مي آيند. رابطه انسان با طبيعت، رابطه يي اجتماعي بوده و متاثر از سياست هاي اقتصادي، اجتماعي و عملکرد ارگان هاي اجرايي آن است. روند تخريب و کاهش سطح جنگل ها در کشور و استان هاي شمالي در دهه هاي اخير نشان مي دهد که سياست هاي اقتصادي اتخاذ شده از دو سو فاقد کارايي بوده اند. از يکسو نيازهاي اوليه زيستي مردم به ويژه گروه هايي از جامعه که مستقيماً با طبيعت سر و کار دارند و بستر طبيعت و منابع طبيعي، نان، آب و سوخت آنها را تامين مي کند، در نتيجه مردمي که در آن مناطق زندگي مي کنند به طبيعت چنگ انداخته و بيش از حد توانايي و ظرفيت موجود، آن را مورد استفاده و بهره برداري قرار مي دهند. از سوي ديگر سياست هاي اجرايي در زمينه اقتصادي - اجتماعي، زمينه ساز تخريب بسياري از منابع استان هاي شمالي شده که بعضاً در کوتاه مدت، قابل جبران و ترميم نيستند. مانند برخي از فعاليت هاي عمراني که بدون مطالعات جامع و ارزيابي هاي زيست محيطي دقيق، به مرحله اجرا در مي آيند و اکنون در جامعه مورد بحث و اعتراض است. - ممکن است با ذکر مثال اين مورد را شرح داده و نمونه هاي اين فعاليت هاي عمراني که در قالب ساخت و ساز اما با محتواي تخريب اجرا مي شوند را بفرماييد؟ مثال هاي بسياري در اين باره وجود دارد که «تعريض و ديواره سازي جاده پارک ملي گلستان» يکي از آنها است. اين عمليات که از سال 1383 آغاز شده و همچنان ادامه دارد؛ با همه تلاش هايي که از سوي پژوهشگران و محققان و دوستداران طبيعت صورت گرفته است، انتقال جاده با توجه به مصوب بودن آن، به ناحيه شمالي پارک تحقق نيافته است که اين موضوع، روند قابليت ها و ارزش هاي ملي و جهاني اين مجموعه را کاهش مي دهد. يک نمونه ديگر جاده شيرين آباد - ابر است که با وجود جاده موجود آزادشهر - شاهرود، همچنان تلاش مي شود چندين محور با برش البرز شرقي و تخريب جنگل ها در ارتفاعات احداث شود، تا با هزينه هاي گزاف، جاده هايي را به سمت شاهرود، احداث کنند. البته بدون ارائه مطالعه ارزيابي زيست محيطي که بايد از سوي افراد و مشاوران توانمند ارائه شود تا مسير گرگان - آزادشهر را مورد مطالعه قرار دهند تا در صورتي که هر يک از محورها، مورد درخواست روستاها و شهرها در مطالعات پاسخ مناسب دريافت کرد، آن هم به ضرورت و با ملاحظات کامل (عدم تصرف زمين هاي اطراف جاده در مناطق کوهستاني از منابع ملي) در برنامه قرار گيرد. احداث جاده ابر هم به عرصه هاي حساس و مناطق بالا دست صدمات جدي وارد خواهد کرد و هم وجود جاده هاي متعدد در شيب شمالي البرز، مناطق زيستگاهي حيات وحش را قطعه قطعه خواهد کرد و آن را به صورت جزيره يي درخواهد آورد که بسياري از گونه ها در معرض خطر قرار خواهند گرفت. از سوي ديگر در درازمدت به طور يقين عواملي، اراضي اطراف جاده را تصرف کرده و منطقه به کانوني براي تخريب طبيعت تبديل خواهد شد. نمونه ديگري از اين بي توجهي ها، آبزي پروري در حاشيه تالاب بين المللي گميشان است که از سال ها پيش، شاهد تخريب عمده و کانال کشي هاي بي مورد در اين تالاب هستيم. اين مساله سيستم مديريتي و حفاظت تالاب را به مخاطره انداخته است. - معدن کاوي ها چه مسائلي را در منطقه به همراه دارد؟ اخباري که مي شنويم تکان دهنده هستند. معدن کاوي و توسعه آن در شيب هاي شمالي البرز شرقي، علاوه بر اينکه از سطح منابع با ارزش و آسيب پذير استان مي کاهد، تمامي اثرات سوء اين فعاليت و آلودگي هاي ناشي از آن، منابع وسيعي در بخش هاي جنوبي راميان، آزادشهر و مينودشت را تحت تاثير قرار خواهد داد. متاسفانه اين روند در ناحيه غربي تر و در مناطقي که از نظر توريسم و اکوتوريسم مي تواند مسيرهاي مهم و جذاب و داراي قابليت هاي خوبي باشد، در حال توسعه است. معدن کاوي ها در برخي مناطق نه تنها از قابليت هاي فعاليت هاي گردشگري مي کاهد، بلکه زيستگاه هاي حساس طبيعي و در برخي مناطق جنگل هاي تيپ هيرکاني را تحت تاثير قرار مي دهد. - درباره تخريب ها و ساخت و سازها در مناطق تحت حفاظت استان نيز اخباري مايوس کننده به گوش مي رسد. همين طور است و نمونه ديگري از اين معضلات زيست محيطي، احداث تاسيسات در منطقه زيارت، از مجموعه منطقه حفاظت شده «جهان نما» در دهه اخير بوده است. ويلا و آپارتمان سازي در اشکال مختلف در منابع ياد شده به کرات ديده مي شود بدون اينکه به بافت تاريخي روستاي زيارت توجه کنيم که در حال حاضر يکي از قطب هاي مهم گردشگري است. اين اتفاقات منجر شده از اهميت منطقه کاسته شود. اينگونه فعاليت هاي نامطلوب و غير علمي از قابليت ها و ارزش هاي مختلف علمي، تحقيقاتي و تفرجي، آموزشي و تفرجگاهي کاسته و اميد است به مانند ساير مشکلات موجود، براي آن چاره يي انديشيده شود. اين دگرگوني سازي هاي بدون مطالعه در قالب طرح هاي عمراني و اقتصادي از يکسو و توسعه زمين هاي زراعتي و ساير عوامل تخريبي در اندازه هاي کوچک تر در کنار آن، آلودگي هاي زيست محيطي و توسعه پر شتاب توزيع مراکز صنعتي در استان، عوارض بسيار زيانباري را به دنبال خواهد داشت. تا آنجا که پيش بيني مي شود استان گلستان در آينده يي نه چندان دور به گروه استان هاي خشک و بحراني اضافه خواهد شد. - برخي اين پيش بيني ها را ناشي از بدبيني طرفداران محيط زيست مي دانند، نظر شما چيست؟ اين پيش بيني هيچ ارتباطي به ديدگاه بدبينانه ندارد يا معلول هيچگونه عنادي نيست؛ بلکه مبتني بر واقعيتي عيني است که تازگي هم ندارد و بارها از سوي صاحبنظران و اهل فن و طرفداران محيط زيست و طبيعت منتقل شده است. تکرار آن هم تنها ناشي از حس دلسوزي و نگراني است. به قول يکي از عالمان اکولوژي در جهان، «انسان قادر است يک شهر تخريب شده را مجدداً بسازد يا يک اثر فرهنگي و تاريخي را مجدداً ترميم کند، ولي هرگز قادر نخواهد بود از دست رفتن گياه و جانوري را احيا کند.» از همين رو وظيفه بسيار حساس و سنگيني بر عهده ما انسان ها است که حفظ طبيعت در تمامي ابعاد خودش از نظر ويژگي هاي استثنايي و تنوع زيبايي هاي آن است. - و ديگر چه؟ در پايان انتظار مي رود به اين نکته توجه کنيم که هيچ يک از ما انسان ها، حق نداريم به طور خودخواهانه، نظام طبيعي طبيعت را بر هم بزنيم. وظيفه انسان در اين باره اين است که با دقت به طبيعت کمک کند تا طبيعت از عهده اختلالات حاصل از تاثيرات عوامل بيروني (دخالت هاي انسان) يا آشفتگي هاي حاصل از ناکافي بودن ترکيب مجموعه طبيعي برآمده و خود را بهبود بخشد، زيرا نقش زيست محيطي پوشش گياهي زنده و محافظ خاک در مناطق مورد تخريب، بدون هيچ گونه ترديدي، بر جنبه هاي اقتصادي آنها ارجحيت داشته و بايد به طور جدي مورد حمايت قرار گيرد. آثار فعاليت هاي مخرب در طبيعت و غفلت ما در حفاظت از محيط زيست و منابع طبيعي را هنگامي در مي يابيم که 15 تا 20 سال از آن گذشته باشد. به عقيده من، ديگر اين غفلت و اشتباه، نه قابل ترميم است و نه قابل اغماض، چون اين اشتباه و خطا، از دوره پيشرفت و ترقي يک ملت، خواهد کاست. |
در همایش تجلیل از خبرنگاران محیط زیست ،اتفاق خوشایندی افتاد و آن چیزی نبود جز تجلیل از خبرنگارانی كه تازه قدم درمیدان محیط زیست وحوزه خبری گذاشتند . خانم ها مریم یوشی زاده ، فریده عباسی ، پریسا خلف بیگی ، سعیده اختیاری و آقایان وحید بهادر و مهدی جابری از جمله خبرنگارانی بودند كه موفق به دریافت لوح تقدیر سبز از همایش شدند و این نوید رادادند كه در آینده نزدیك شاهد رشد بهتری در زمینه اخبار و گزارش های محیط زیستی در رسانه های مكتوب باشیم .

یاسر انصاری كجوری،دبیر كانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران که زحمت برگزاری این مراسم را کشیدند

حق شناس، مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی ، مدیر مسئول برتر



خیلی ها توی همایش شركت كرده بودند ،از جمله مختاری ،مدیر عامل سازمان پاركها و فضای سبز شهر تهران ( باغبون پیر شهر كه همه روزه دستور قطع درختان بسیاری را یا میدهد یا قطع درختان را تماشا می كند )، دكتر پیمان یوسفی آذر مدیر كل دفتر جنگل ها خارج از شمال در سازمان جنگلها و مراتع ، محمد حسن پیراسته رییس كارگروه باغات و فضای سبز شورای شهر تهران، مهندس هوشنگ ضیایی مدیر سابق پروژه یوزپلنگ آسیایی، دكتر حسین آخانی استاد گیاه شناسی دانشكده علوم دانشگاه تهران ، دكتر اسماعیل كهرم، هادی حیدر زاده مشاور زیست محیطی شهردار تهران ،صدرالدین علیپور معاون شركت كنترل و كیفیت هوا شهرداری تهران، كامران زلفی نژاد مدیر كل محیط زیست استان گیلان به اتفاق برخی ازمدیران و معاونانش، حر منصوری از دیده بان میانكاله ، مهندس درویش ،عباس محمدی ، خانم كاشفی ا ز جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست ،سپهر سلیمی و مریم خزائلی از انجمن حمایت از حیوانات اصفهان ، سید ضیاءالدین قریشی رییس شورای همبستگی جوانان ،جمعی از روزنامه نگاران و خبرنگاران و دانشجویان و ...
با این همه از سازمان محیط زیست در تهران هیچ كس دعوت كانون را اجابت نكرده بود!!

مژگان جمشيدي از روزنامه كارگزاران و جایزه نخست

بنده از روزنامه اعتماد ، برگزیده دوم در بخش خبرنگاران محیط زیست

اسدالله افلاكی ،برگزیده سوم از روزنامه همشهری

محمد درویش ،وبلاگ نویس برتر در حوزه محیط زیست،كسی كه جنبش وبلاگ نویسی را در فضای مجازی نهادینه كرد

مونا قاسمیان از اعتماد ،برگزیده چهارم در بخش خبرنگاران
ضمنا یکی از دو جایزه دبیر سرویس برتر محیط زیستی به مریم خورسند دبیر خوب سرویس اجتماعی روزنامه اعتماد تعلق گرفت که به دلیل رفتن به سفر کاری بوشهر نتوانست در مراسم حضور داشته باشد . او که خود سالها در کسوت خبرنگار محیط زیست کار کرده از جمله معدود دبیران سرویسی است که همواره ارزش مطالب زیست محیطی را به خوبی می شناسد همواره بستر مناسب پرداختن به مسائل زیست محیطی را برای سرویس فراهم می کند . علاوه بر آنکه به شدت مقید به اصول اخلاق حرفه ای است و بیش از بسیاری از دبیران دیگر صبوری و همدردی با اطرافیانش را بلده .
و جایزه دیگری که به مهندس کامران زلفی نژاد تعلق گرفت به عنوان مدیر برتر محیط زیست . همو بود که با تمام تلاش ها و لابی های مدیران اجرایی گیلان و نماینده انزلی تا پای جان مقابل بی قانونی ها ایستاد و تا امروز نگذاشت میان گذر انزلی بیش از این ادامه یافته و تالاب چند هزار ساله انزلی را نابود کند . کاش تمام مدیران دولتی ما از ای بزرگمرد که نامش در تاریخ ایران جاودان می ماند می آموختند رسم ایستادگی و انجام وظیفه را .
منبع : وبلاگ مژگان جمشیدیبا اندكي دستكاري



دگرگوني هاي پرشتاب منابع طبيعي به ويژه در عرصه هاي منابع طبيعي تجديد شونده در دهه هاي اخير از يکسو معلول برخي نارسايي ها نظير فقدان دانش و بينش زيست محيطي به طور عام در نزد همگان و به طور خاص در سطح تصميم گيران بوده است. اين روند از يکسو، معلول علت هاي عيني تري است که مستقل از اراده افراد جامعه، آنها را روياروي طبيعت قرار داده و آنها را وادار به تخريب مي کند. اين طرز فکر ضرورتاً بايد در سطح تصميم گيران دولتي، مورد توجه بيشتري قرار گيرد، زيرا منابع تجديد شونده به عنوان يکي از سيستم هاي حيات بخش و حامي ساير سيستم هاي طبيعي، شالوده حيات اين کشور است و اهميت آن فقط از جنبه اقتصادي و توليد چوب نبوده، بلکه حيات و سرنوشت اين کشور در گرو تداوم کارکردهاي چند جانبه و زيست محيطي اين منابع قرار دارد.