یقینا وقتی جایزه ای به کسی تعلق می گیرد ٬ آن جایزه ٬ پاداش تلاش و استواری آن فرد در راه هدفی است که انتخاب کرده است .مژگان جمشیدی را همه ما می شناسیم و از تلاش هایش در راستای اطلاع رسانی در حوزه محیط زیست و منابع طبیعی کشور آگاهیم . او طی نزدیک به یک دهه کار روزنامه نگاری زیست محیطی بارها و بارها ثابت کرده که می تواند منافع اقتصادی و حتی جایگاه شغلی اش را به خاطر میراث طبیعی ایران قربانی کند و هرگز حقیقت را قربانی مصلحت نکند .

این ویژگی بسیار نادریست که بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان اجتماعی و سیاسی شعارش را می دهند و ژستش را می گیرند اما کمتر می توانند در عمل پایبند آن باشند ٬ چرا که وفاداری به چنین اصولی نیاز به چشم پوشی از بسیاری «به دست آوردنی ها» و همچنین پرداخت هزینه هایی دارد که اتفاقا جمشیدی بسیار آنها را پرداخته و ار این آزمون ها سربلند بیرون آمده است . همین چند ماه پیش بود که به دلیل حقیقت گویی در عرصه محیط زیست و سکوت نکردن در برابر سو استفاده از منابع طبیعی ملی عده ای در وبلاگش ٬ از ادامه کارش در یکی از روزنامه های صبح جلوگیری کردند ٬ اما او خم به ابرو نیاورد و همچنان محکم در جاده پر سنگلاخ و پر پرتگاه محیط زیست به راهش ادامه داد .
این ایستادگی و تلاش را باید به همراه گرفتن جایزه امید به ایشان تبریک گفت و به تمام فعالان این عرصه پر خطر امید داد که موضوع « محیط زیست» در حال آمدن از حاشیه به متن جامعه است . این تحول می تواند عاملی باشد برای ادامه تلاش در لحظاتی که از جا انداختن موضوع حیاتی محیط زیست برای مردم ٬ نا امید می شویم.



