<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>پیدا و پنهان تخریب زمین </title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 29 Nov 2009 07:19:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اخراجی ها </title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>
همشهری و دوست روزنامه نگارم ایمان گل کش ، متن قشنگی نوشته درباره اخراجی های 3 که لینکش رو در زیر می آورم .&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt; فکر کنم اگر قرار باشه روزی یک فیلمساز شریف پیدا بشه و فیلمی از زندگی روزنامه نگاران مستقل در ایران بسازه ، با مسمی ترین اسمی که می تونه برای این فیلم انتخاب کنه همینه : &quot; اخراجی ها &quot;  &lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;https://www.sharemation.com/asefi/50912-42.jpg&quot; /&gt;&lt;img height=&quot;236&quot; width=&quot;306&quot; src=&quot;http://mytasvir.com/photo/gallery/24ac9ff3998761.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;و اما پست ایمان درباره اخراجی ها 3 : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;Ù¾Ø³Øª Ø§ÛÙØ§Ù&quot;&gt;http://ghalamgah.blogfa.com/&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 07:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دست‌هایی پنهان برای نابودی &quot;جنگل ابر&quot;</title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://www.dw-world.de/image/0,,4906267_1,00.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;p&gt;تصویری از عملیات تعریض جاده‌ی منتهی به جنگل ابر&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;با وجود مخالفت‌های بسیار احداث جاده‌ی دوبانده منتهی به &quot;جنگل ابر&quot; همچنان ادامه دارد. آیا دست‌های پنهانی در کار است؟ دست‌هایی که در دست زمین‌خواران و ویلاسازان است؟ مصاحبه با الهه موسوی،‌ خبرنگار.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عملیات راه‌سازی و تعریض جاده‌ی ‌‌خاکی که منتهی به جنگل ابر می‌شود با وجود مخالفت سازمان‌هایی نظیر سازمان جنگل‌ها و مراتع و محیط زیست همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&quot;جنگل ابر&quot; در استان سمنان واقع است. به گفته‌ی مدیر کل جنگل‌های خارج از شمال، اصغر مطهری، به نقل از روزنامه‌ی اعتماد، &quot;جنگل ابر&quot; که آن را یکی از بی‌نظیرترین جنگل‌های خاور میانه نامیده‌اند، حاوی درختانی است که از ذخایر کشور محسوب شده و عمرشان به چهارهزار سال می‌رسد. وی قطع این درختان را صدمه‌ای جبران‌ناپذیر نامیده و می‌گوید، این مسئله  آب دشت سمنان را نیز با خطر مواجه می‌کند. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong style=&quot;color: rgb(204, 0, 51); background-color: rgb(153, 102, 51);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 255, 51);&quot;&gt;ادامه مطلب :&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt; &lt;a title=&quot;ادامه مطلب&quot; href=&quot;http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4906398,00.html&quot;&gt;http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4906398,00.html&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;  </description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 08:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شاید ما هم مقصریم !</title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>
&lt;img src=&quot;http://i1.tinypic.com/nby7h4.jpg&quot; style=&quot;width: 223px; height: 144px;&quot; /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;گاهی هیچ چیز راضیت نمی کند ، نه نوشتن ، نه درددل کردن و نه گلایه کردن . حتی قالب وبلاگت هم برایت غریب می شود . احساس می کنی نه با هیچکس پیوندی داری و نه در برابر هیچ پدیده ای مسئولیت و وظیفه . می نویسی ؛ می خوانی ؛ می روی ؛ می آیی . اما دیگر همه این کارها را بنا به عادت انجام می دهی نه با انگیزه اصلاح و اثرگذاری و درست برای همین ، دیگر هیچ یک از کارهایت نمی شود آنچه که باید بشود . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;  ناگاه دوستی زنگ می زند و گلایه می کند که چرا درباره &quot;جنگل ابر &quot; چیزی نمی نویسی ؟ تو که آنهمه ..... و تو تنها بر حسب دادن پاسخی گوشی را برمی داری . اما نمی دانی به کی زنگ بزنی . همه کسانی که حرفی دراینباره داشتند حرفهاشان را زده اند . آنهم نه یکبار و دو بار . به کی زنگ بزنی ؟ به مهندس میرعماد ؟ به دکتر ولیان ؟ به مهندس کارنامی ؟ به دکتر یخ کشی ؟ دکتر کهرم ؟ مهندس لسانی ؟ دکتر بسکی ؟ یا ده ها صاحب نظر دیگر ؟ همه اینها دو سال است که بارها و بارها از اکوسیستم بی نظیر ابر گفته اند و عدم ضرورت احداث جاده . پس دیگر ......! &lt;br /&gt;   ناگهان شمعی در دلت روشن می شود . نوری ، جرقه امیدی و اشتیاق دوباره ای . گرم می شود و یاس در وجودت کمرنگ می شود ؛ به یکی از اعضای مطرح فراکسیون مجلس زنگ می زنی  و واکنش فراکسیون را درباره جنگل ابر می پرسی . .... می گوید &quot; در ایران نبوده و خبر ندارد . به نظرت منطقی نمی آید ؛ ولی به احترام او ، چیزی نمی گویی و خبر را شرح می دهی و می گویی که بسیاری از روزنامه ها از جمله همشهری درباره اش نوشتند . بعد از چند دقیقه متوجه می شوی که اساسا این عضو محترم فراکسیون نمی داند که موضوع جنگل ابر چه بوده ، یعنی حتی تاریخچه و داستانش را نمی داند . انگار ایشان دو سه سالی است که در ایران حضور ندارند . برایش توضیح می دهی که موضوع چیست و بدون تکرار پرسش خودت ، خداحافظی می کنی . &lt;br /&gt;   دوباره سردت شده و باز ، یک دنیا یاس و ناامیدی همراهت می شود . وقتی قرار است تو بنویسی و هیچ اثری بر نحوه اجرای طرح نداشته باشد و پروژه ها یکی پس از دیگر گاهی هیچ چیز راضیت نمی کند ، نه نوشتن ، نه درددل کردن و نه گلایه کردن . حتی قالب وبلاگت هم برات غریب می شود و هر چه عوضش می کنی باز با آن بیگانه ای . احساس می کنی نه با هیچکس پیوندی داری و نه در برابر هیچ پدیده ای مسئولیت و وظیفه . می نویسی ؛ می خوانی ؛ می روی ؛ می آیی . اما دیگر همه این کارها را بنا به عادت انجام می دهی نه با انگیزه اصلاح و اثرگذاری و درست برای همین ، دیگر هیچ یک از کارهایت نمی شود آنچه که باید بشود .&lt;br /&gt;  ناگاه دوستی زنگ می زند و گلایه می کند که چرا درباره &quot;جنگل ابر &quot; چیزی نمی نویسی ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- &quot; تو که آنهمه ..... &quot;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   و تو تنها بر حسب دادن پاسخی به نقد یک دوست ، گوشی را برمی داری . اما نمی دانی به کی زنگ بزنی . همه کسانی که حرفی دراینباره داشته اند حرفهاشان را زده اند . آنهم نه یکبار و دو بار . به کی زنگ بزنی ؟ به مهندس میرعماد ؟ به دکتر ولیان ؟ به مهندس کارنامی ؟ به دکتر یخ کشی ؟ دکتر کهرم ؟ مهندس لسانی ؟ دکتر بسکی ؟ یا ده ها صاحب نظر دیگر ؟ همه اینها دو سال است که بارها و بارها از اکوسیستم بی نظیر ابر گفته اند و عدم ضرورت احداث جاده . پس دیگر ......!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   ناگهان شمعی در دلت روشن می شود . نوری ، جرقه امیدی و اشتیاق دوباره ای . گرم می شوی و یاس در وجودت کمرنگ می شود ؛ به یکی از اعضای مطرح فراکسیون مجلس زنگ می زنی  و  واکنش فراکسیون را درباره جنگل ابر می پرسی . .... می گوید &quot; در ایران نبوده و خبر ندارد . به نظرت منطقی نمی آید ؛ ولی به احترام او ، چیزی نمی گویی و خبر را شرح می دهی و می گویی که بسیاری از روزنامه ها از جمله همشهری درباره اش نوشتند . بعد از چند دقیقه متوجه می شوی که اساسا این عضو محترم فراکسیون نمی داند که موضوع جنگل ابر چه بوده ، یعنی حتی تاریخچه و داستانش را نمی داند و از تمام ماجرای احداث جاده در ابر طی این دو - سه سال بی خبر است . انگار ایشان دو سه سالی است که در ایران حضور ندارند . برایش توضیح می دهی که موضوع چیست و بدون تکرار پرسش خودت ، خداحافظی می کنی .&lt;br /&gt;   دوباره سردت شده و باز ، یک دنیا یاس و ناامیدی همراهت می شود . باز دوست نداری بنویسی و نمی خواهی چیزی بگویی . وقتی قرار است تو بنویسی و هیچ اثری بر نحوه اجرای طرح نداشته باشد و پروژه ها یکی پس از دیگری به طور غیرقانونی اجرا ، چرا باید بنویسی ؟!!! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;  و از آن مهم تر وقتی مردمی که برایشان می نویسی نیز باور ندارند اهمیت سلامت خود و فرزندانشان را و حتی دوستان و ۀشنایان تحصیلکرده ات نمی دانند چرا باید منابع را حفظ کرد و چرا محیط زیست از همه چیز ، حتی پول درآوردن و گذران راحت تر زندگی - در بعد اقتصادی -بیشتر اهمیت دارد برای چه بنویسی ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  نمی خواهم کسی را متهم کنم که چرا نمی داند ؟ قرار نیست آدم ها در همه حوزه ها صاحب نظر باشند . اما آیا انسان ها نباید بدانند چگونه زندگی کنند تا دچار بیماری ، سیل ، طوفان ، سرطان ، کمبود آب ، آلودگی ها و ... نشوند ؟! و نباید کسانی که قانون تصویب می کنند و سرنوشت مردم و کشور را در دست دارند آگاه باشند تصمیماتشان چه پیامدهایی بر امروز و فردای این مردم دارد ؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;  راستی اگر آن سیاستمدار ، وزیر ، نماینده مجلس و حتی شخص رییس دولت ، خیال می کند توسعه یعنی نابود کردن همه آنچه که داری برای سرپا کردن یک کارخانه و &quot;دو سال بعد &quot; را نمی بیند و ....  علتش چیست ؟ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;  راستی مقصر کیست اگر اغلب آدم ها نمی دانند  ؟ شاید ما خوب نگفته و ننوشته ایم !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 07:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;&lt;strong&gt;توسعه پایدار و قائم مقام محیط زیست&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.shomalnews.com/_media/uploaded/images/1978_small.jpg&quot; /&gt;&lt;p&gt;رییس سازمان حفاظت محیط زیست ، دیروز دکتر علی محمد شاعری را به عنوان قائم مقام ومعاون برنامه ريزي، توسعه مديريت و منابع سازمان حفاظت محيط زيست خود انتخاب کرد . نکته ای که برخی طرفداران توسعه پایدار و دوستداران محیط زیست را نگران ِ این انتخاب کرده است برخی مواضع  و تصمیمات آقای شاعری راجع به مقوله محیط زیست و توسعه پایدار است .  &lt;/p&gt;&lt;p&gt;  همان ابتدا که خبر انتخاب آقای شاعری به عنوان قائم مقام سازمان را خواندم به یاد پتروشیمی گلستان و تمام ماجراهای دهشتزا و بلبشوی تخلفات قانونی آن افتادم . کارخانه ای که احداث آن در استان گلستان با لغو قانون &quot; استقرار صنایع بزرگ در استان های شمالی کشور &quot; به تصویب کمیسیون زیربنایی دولت رسید و پیش از انجام ارزیابی اثرات زیست محیطی – که یک فرآیند قانونی و اجرای آن ، حتی برای کارگاه های کوچک، اجباری است – کلنگ زنی شد و سهام آن با انواع لطائف الحیل به خلق الله فروخته شد . &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;ادامه مطلب : &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;a href=&quot;http://isdle.ir/news/index.php?news=1509&quot;&gt;http://isdle.ir/news/index.php?news=1509  &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 08:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;&lt;strong&gt;محیط بان ها و بالابان ها &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;نخستین بار که
از یک محیط بان پرسیدم &quot; چقدر حقوق می گیری ؟ &quot; سال 1377 بود . من ،
سردبیر هفته نامه &quot; گلستان ایران &quot; در استان گلستان  بودم و برای تهیه
گزارش – البته با چاشنی کوهنوردی در ییلاق خانوادگی – به ارتفاعات جهان
نما ، واقع در منطقه حفاظت شده جهان نما ، رفته بودم . یادم است آنروز ،
وقتی پای صحبت عموعبدالله  ( محیط بان کرد ) و یدالله گورسخوار ( محیط
بانی از روستای سعدآباد گرگان ) نشستم و به چادر آنها و تجهیزاتشان در آن
منطقه نگاهی انداختم ، خیلی زود پی بردم که  کشور ما،  با حفاظت درست از
مناطق تحت حفاظت، هنوز میلیون ها سال نوری فاصله دارد . &lt;br /&gt;  آنجا
عموعبدالله و آقا یدالله  شب ها  و روزها را در یک چادر کهنه و معمولی 6
متری ، در 3-4  کیلومتری دهکده ییلاقی جهان نما با یک دوربین شکاری بسیار
معمولی که از دوربین عموی من که ما همیشه با آن چکل شاه پسند* را نگاه می
کردیم  معمولی تر بود و چند پتوی سربازی و بادگیر و کاپشن می گذراندند و
به نوبت در منطقه پاس می دادند . همانجا به یاد آوردم  شب های سرد جهان
نما را – وقتی هوا بارانی می شد - در سال های دور کودکی ام  که پدر در دل
مردادماه  و در داخل اتاق های خانه  ، تنها با روشن کردن بخاری هیزمی ، می
توانست مطمئن شود که ما  بچه ها با لباس های کاموایی در زیر پتوهای پشمی و
ضخیم &quot; کوروغلو &quot; ،  به راحتی می خوابیم  و اگر کمی لباسمان نازک تر بود
از سرما تا صبح خوابمان نمی برد .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong style=&quot;background-color: rgb(255, 204, 0); color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;ادامه را د&lt;a href=&quot;http://isdle.ir/news/index.php?news=1367&quot;&gt;ر سبزپرس&lt;/a&gt; بخوانید&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 07:43:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>
&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;&lt;strong&gt;قصه غم انگیز قاچاق پرنده های شکاری و بالابان ها را در سبزپرس بخوانید:&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://isdle.ir/news/thumbnail.php?file=Saker_2_731746526.jpg&amp;size=article_medium&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;background-color: rgb(51, 153, 255); color: rgb(255, 204, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;a title=&quot;خبر اول&quot; href=&quot;http://isdle.ir/news/index.php?news=1339&quot;&gt;خبر  اول &lt;/a&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;background-color: rgb(102, 204, 0);&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;background-color: rgb(0, 204, 255);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(0, 51, 255); background-color: rgb(102, 255, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;a title=&quot;خبر دوم&quot; href=&quot;http://isdle.ir/news/index.php?news=1345&quot;&gt;خبر  دوم&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 12:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>
&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;کم خونی و سرطان &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;ارمغان &lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;مصرف بي رويه كودشیمیایی در برنج ایرانی&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.berenge.com/Articles/Weed/Weed4/image002.jpg&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt; مصرف برنج شمال كه براي كشت آن از كودهاي شيميايي استفاده شده است، سبب بروز سنگ كليه، كم خوني ايراني و سرطان روده بزرگ است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;   دكتر مجيد قاسمپور علمداري فوق دكتراي اكولوژي و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر در اينباره به سبزپرس گفت: &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(51, 102, 0); background-color: rgb(255, 204, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;ادامه خبر فوق را که توسط مریم نظری یکی از خبرنگاران &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot;&gt;سبزپرس &lt;/span&gt;تهیه شده در&lt;a style=&quot;color: rgb(255, 51, 0);&quot; href=&quot;http://isdle.ir/news/index.php?news=1321&quot;&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(51, 102, 0); background-color: rgb(255, 204, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(255, 51, 0); background-color: rgb(255, 204, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 102, 0);&quot;&gt; بخوانید&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 12:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;
&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;او حقیقت را قربانی مصلحت نکرد ...&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;img height=&quot;184&quot; width=&quot;210&quot; src=&quot;http://xs343.xs.to/xs343/09393/__1588___1705___1740___1576_207.jpg.xs.jpg&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;حرمت نهادن به حقیقت مهم تر است یا حفظ قدرت ؟؟!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   شما چه فکر می کنید ؟ کدامیک مهم ترند ؟ ارج نهادن به حقیقتی که غیرقابل انکار است و زیرپا گزاردن آن معادل نادیده انگاشتن حقوق عمومی و منافع ملی است یا نگه داشتن میز و سمتی که شاید به آسانی هم به دست نیامده است ؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   پاسخ دادن به این سوال شاید در نگاه اول خیلی هم سخت نباشد . خیلی راحت اغلب پاسخ می دهند : پاسداشت حقیقت . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   اما وقتی بر سر دوراهی یک انتخاب بزرگ ایستاده ای و انتخاب حقیقت برایت ، برابر می شود با از دست دادن خیلی از موقعیت هایی که با زحمت و تجربه اندوزی و .... به آنها رسیده ای و از دست دادنشان می تواند زندگیت را دگرگون کند ؛ درآمد ماهیانه ات را تحت الشعاع قرار دهد و جایگاه حرفه ایت را به مخاطره بیندازد آنگاه انتخاب بسیار سخت و پیچیده است . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;  در چنین شرایطی خیلی از آدم ها برای از دست ندادن موقعیت ها، میزها و عنوان ها ، راحت ترین کار را در مصلحت اندیشی و قربانی کردن حقیقت ، نزد مصلحت می بینند و سعی در نگه داشتن آنها دارند . بعد هم با تبحر و بیان انواع فلسفه و منطق ، انتخاب خود را توجیه می کنند و .... &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;  اینها را گفتم تا درباره صاحب عکس بالا برایتان توضیح بدهم . مردی که حقیقت را قربانی مصلحت نکرد و به خاطر ارج نهادن به منابع ملی و طبیعی و تعهدات انسانی و  حتی سازمانی ، پست سازمانی خود  را از دست داد . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   درست 4 سال پیش بود که دستور فاطمه واعظ جوادی رییس وقت سازمان محیط زیست برای قطع درختان و تخریب پوزه های پارک ملی گلستان صادر شد . همان زمان خیلی از مدیران، چشمان خود را بر روی واقعیت بستند و در صدد اجرای این دستور برآمدند تا پستشان را حفظ کنند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;  اما مهندس محمود شکیبا اینکار را نکرد . او معاون محیط طبیعی محیط زیست گلستان بود و می توانست به اصطلاح امروزی ها ، میزش را حفظ کند . خیلی ساده ؛ تنها با  بستن چشم ها به روی حقیقت و اینکه به خود بگوید : من مامورم و معذور! جمله ای که این روزها زیاد به گوش می رسد ! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   اما شکیبا این کار را نکرد . او آنروز امروز را پیش بینی کرد و زخم بزرگی را که بر قلب پارک ملی گلستان نشسته را دید . خیلی مهم است که یک مدیر بتواند 4 سال بعد را ببیند . اصلا مدیر یعنی همین . یعنی کسی که توانایی دیدن چشم اندازهای آینده را دارد . کسی که فقط تا نوک دماغش را نمی بیند . هر چند در سیستم اداری - دولتی ایران امروز ، اینگونه مدیران بسیار اندکند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   محمود شکیبا این چشم انداز را دید . آنچه را که بنده و خیلی های دیگر در پارک ملی گلستان اینروزها می بینیم . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   هفته پیش به دیدن پارک ملی رفته بودم و باور کنید دردآور بود . هرچند محیط بانان ، مدیران و کارشناسان استان در برخی نقاط واقعا خون دل خورده اند تا وزارت راه هرکاری دلش می خواهد نکند ؛ اما در خیلی جاها زورشان نرسیده و وزارت راه فاجعه ای پدید اورده است . باید ببینید . من هفته پیش دیدم و در دل به حال پارک گریستم ! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   اما هنر محمود شکیبا این بود که چیزی را که ما امروز می بینیم 4 سال پیش دید و علاوه بر آن ، برای پیشگیری از وقوعش تا آنجا که می توانست ایستاد . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   &lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;همان وقت او گفت : من ذره ای بیش نیستم ؛ اما به اندازه همان ذره ، هستم و ایستاده ام !&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;  او تا آنجا ایستاد که وادارش کردند که استعفا بدهد و استعفا داد ؛ اما حاضر نشد به خاطر حفظ سمت و میزش ، به مردم ، طبیعت و منافع کشورش خیانت کند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   بعد از آن شکیبا مدتی مسئول نظارت و بازرسی استان شد و از آنجایی که نه با کسی تعارف داشت و نه اهل رشوه خواری و پارتی بازی و یا بستن چشم ها به روی واقعیت بود &lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;برخی ! &lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;برایش پاپوش دوختند . همان هایی که عادت کرده بودند بیشتر از حد قانونی &quot; جواز شکار &quot; بگیرند ( بخرند ! ) و از قانونگرایی و شرف مهندس شکیبا عصبانی بودند . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;   حالا محمود شکیبا یک کارشناس ساده - حتی نه کارشناس مسئول ! - در اداره کل محیط زیست استان گلستان است . چون هر جا که برود متخلفان برایش پاپوش می دوزند و ظاهرا مدیران بالادست هم بدشان نمی آید که گاهی این پاپوش ها دوخته شود !هر چند به دست آدم های متخلف و بدنام و معلوم الحال ؛ چه فرقی می کند ؟ مهم این است که اینگونه آدم ها با مدیران بالادستی کل کل نکنند و ساکت در گوشه ای مشغول به کاری شوند که نه سیخ بسوزد و نه کباب ؛ حال اگر منابع طبیعی و ملی سوخت چه باک ؟ عیبی ندارد !&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;  بد نیست بدانید که مدرک مهندس شکیبا ، کارشناسی ارشد است  و تجربه و شناخت ایشان در مقوله محیط طبیعی حتی بسیار بالاتر از برخی مدیران سازمان در تهران است  .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;strong&gt;  شنیده ام میرداماد، گرگانی بود و همین طور فخرالدین اسعد گرگانی و بسیار کسانی که نامشان را اکنون به خاطر ندارم ؛ اینها افتخارات تاریخی شهرم هستند . اما محمود شکیبا  در همین عصر و همین روزهای فراموشی شرف و تعهد ، یک انسان واقعی ، مدیر شریف و صاحب نظری تواناست که نمی توانم به همشهری بودن با او افتخار  نکنم.......&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;p&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 13:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description> سبزپرس – گروه تشکل ها و رسانه : برنامه های سومین همایش تجلیل از مدیران مسئول، دبیران سرویس و خبرنگاران حوزه محیط زیست رسانه های کشور&lt;br /&gt;اعلام شد . &lt;br /&gt;   به گزارش سبزپرس این همایش که ساعت 16 فردا پنجشنبه 12 شهریور ماه  در خانه هنمندان برگزار می شود شامل برنامه های زیر است : &lt;br /&gt;  بخش نخست ؛ از ساعت 16 الی50/16 : پذیرش مدعوین ،تلاوت سرود جمهوری اسلامی ایران ، قرائت سرود جمهوری اسلامی ایران ، خیر مقدم و گزارش دبیر همایش . &lt;br /&gt;  بخش دوم ؛از ساعت 50/16 الی 20/17 سخنرانی دکتر فرود شریفی رییس سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور . از ساعت 20/17 الی 40/17 سخنرانی دکتر ایازی ، معاون اجتماعی شهردار تهران .&lt;br /&gt;  بخش سوم : نخستین بخش تجلیل از برگزیدگان از ساعت 40/17 الی 00/18 . &lt;br /&gt;  بخش چهارم : سخنرانی آیت الله دری نجف آبادی ، مشاور رییس قوه قضایی از ساعت 00/18 الی 30/18 ؛ سخنرانی مهندس نورشاهی با موضوع اخلاق در رسانه از ساعت 30/18 الی 50/18 ؛ سخنرانی یاسر انصاری کجوری دبیرکل کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست از ساعت 50/18 الی 20/19 . &lt;br /&gt; بخش پایانی : بخش دوم تقدیر از برگزیدگان از ساعت 20/19 الی 45/19 ؛&lt;br /&gt;ضیافت افطار .      &lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src=&quot;file:///C:/DOCUME~1/Pars/LOCALS~1/Temp/moz-screenshot.png&quot; /&gt;&lt;img src=&quot;file:///C:/DOCUME~1/Pars/LOCALS~1/Temp/moz-screenshot-1.png&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 Sep 2009 19:40:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>  &lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 51, 0);&quot;&gt;پیپ استالین !&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;http://www.iranima.com/sozialism/pod_voditelstvom.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;در روزگاری نه چندان دور یک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بودند . پس از جلسه استالین متوجه شد که پیپش گم شده است و به همین خاطر از رییس &quot; کا.گ.ب &quot; خواست تا ببیند آیا کسی از هیئت گرجستانی پیپ او را برداشته است یا نه ؟ پس از چند ساعت استالین پیپش را در کشوی میزش پیدا کرد و از رییس &quot; کا.گ.ب &quot; خواست که هیئت گرجی را آزاد کند . رییس &quot; کا.گ.ب &quot; اما گفت : &quot; متاسفم رفیق ، تقریبا نصف هیئت اقرار کرده اند که پیپ را برداشته اند و تعدادی هم موقع بازجویی مرده اند !&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2009 07:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=peydapenhan1&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>peydapenhan1</dc:creator>
<guid>http://peydapenhan1.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
